إسحاق بن ابراهيم بن أبي الرشيد بن غانم الطائي السجاسي الفارسي

پيشگفتار 9

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى )

به تو فرود آمده است همچون سخنان لقمان است و من از آن بسيار ياد دارم . سيد ، عليه السلام ، گفت : چيزى از آن بگو . سويد از آنچه ياد داشت چيزى از آن برخواند . . . » 23 درهرحال ازين روزگار اندك‌اندك موضوع كتابت و تدوين آثار بتدريج موردنظر قرار گرفت تا سرانجام در عهد بنى اميه رسميت يافت . اما در همين هنگام و حتى قرونى پيش از آن در ايران‌زمين ادب و جنبه‌هاى مختلف آن سير كمالى خود را پس پشت نهاده بود و آثار ارزشمند متعددى در زمينه‌هاى مختلف ادبى ، تاريخ ، مذهب و اخلاق با رعايت مراتب فصاحت و بلاغت و توجه به زيبائى لفظ و عبارت فراهم آمده بود : « ايرانيان از زمان قديم ، عنايتى به تزيين ظواهر كلام داشته‌اند و در مكاتب و رسائل ديوانى و غيرديوانى اسلوب فنى و سبك صناعى به كار مىبردند و نثر را به اقوال حكما و مواعظ اخلاقى و دينى و اشعار و معميات لطيفه موشح مىساختند و آن را به صورت قطعات ادبى ، در كمال ظرافت و جمال درمىآوردند . در تركيب كلمات و كيفيت تعبيرات ، تناسب بين متكلم و مخاطب و كاتب و مكتوب اليه و ساير دقائق فنى را رعايت مىكردند . در رسائل و مكاتبيى كه بين عمال دولت و ملوك ساسانى و ملوك اطراف مبادله مىشد و نيز كتب ادبى زبان پهلوى و خطبه‌هائى كه پادشاهان هنگام بر تخت نشستن بيان مىكردند ميل به صنايع و محاسن لفظى و زيبائى كلام ديده مىشود و اين سبك در رسائل ، بيش از خطب مراعات مىشده است . » 24 بطوركلى قوم عرب در عين لطافت طبع و خوشى ذوق و تيزهوشى و تأثيرپذيرى شديد ، « شايد به همه جهان قومى نباشد كه چون عربان به تعبير ادبى دلبسته باشد و كلمات ملفوظ يا مكتوب به اين سهولت مايهء تحريك مردم آن شود . . . . سجع و قافيه و آهنگ در جانشان اثرى دارد كه عنوان « سحر حلال » بدان مى - دهند . . . » 25 . اما در اثر آميزش با مردم بيگانه و متمدن آن عصر پايه انديشه و بينش خود را در جهات مختلف تغيير داد و بويژه در امور عاطفى و ذوقى و بيانى مثل شعر ، بويژه شعر غنائى ، نثر ، خطابه ، مواعظ ، تاريخ‌نويسى و تعبير و تحليل اين امور از مردم ايران بهره‌هاى بسيارى برد . « عجيب است كه مسلمانان با وجود علاقهء فراوانى كه به شعر و تاريخ داشتند از شعر و نمايشنامه و تاريخنگارى يونانى غافل ماندند و درين مرحلهء فعاليت علمى و ادبى ، به جاى تبعيت از يونان پيرو ايرانيان شدند . » 26 اعراب در شعر و شاعرى دورهء جاهلى با همهء بلندى مرتبه ، لطافت ، شيوائى ، رسائى و زيبائى آن باهم‌نشينى و برخورد فرهنگى با ايرانيان ، به آن پديده عاطفى و ذوقى ، چه در قالبها و چه در معانى و مفاهيم و چه در شيوه و طرز بيان وسعت ، جلوه و رنگينى بيشترى دادند . « شگفت آنكه عربها همه نوع برترى براى قريش قائل بودند جز شعر و شاعرى كه قريش را در آن قسمت بىبهره مىدانستند و شايد آميزش با ايرانيان افكار شاعرانهء اعراب را برمىانگيخته است . . . » 27